X
تبلیغات
ModiRiyaT - تجربیات مدون طی 23 سال سابقه کار

ModiRiyaT

به وبلاگ غلامرضا ایمانی خوش آمدید

تجربیات مدون طی 23 سال سابقه کار

  مقدمه 


یاد گیری و یاد دهی از اولین روزهای زندگی بشری همواره وجود داشته و با زندگی انسانها عجین می باشد. چرا که بدون آموختن نمی توان در اجتماع زندگی کرد و حتی زنده ماند.آموزش کودک انسان نسبت به سایر جانداران بسیار مشکل و زمان بر می باشد بهمین خاطر اولین مربی انسان یعنی مادر و پدر باید روزهای طاقت فرسای زیادی را تحمل بنمایند تا بتوانند جهت تعلیم و تربیت ایشان قدمهای مثبت بر دارند و به استعدادهای نهفته ایشان پی ببرند و اورا مستعد یادگیری و مهارت آموزی برای زندگی وتحصیل علوم گوناگون بنمایند. بعد از اولیا جامعه خود نیز به عنوان مدرسه و محل تعلیم و تربیت عمل میکند اعضای خانواده ،فامیل ها ،همبازیهای کوچه و محله ودر روزگار جدید رسانه های جمعی در تعلیم و تربت انسانها نقش اساسی و اصلی را دارندبا این حال به منظور پاسخگویی به استعداد کودکان مراکز تعلیم و تربیت تاسیس شده و همه سعی دارند از همان دوران نو نهالی نسبت به آموزش و توانمندسازی کودکان وارد عمل شوند مهد کودکها ،کودکستانها ،مراکز فرهنگی ، هنری واماکن ورزشی و در نهایت مدارس باید پاسخگویی نو نهالان باشند حتی اگر کودکان به دلایلی ناتوان باشند باز این روزها مراکز ی هست که به کمک ایشان بیاید و یا اگر استعداد زیاد دارد بازمراکزی هست که پاسخگوی استعدادهای ایشان باشند دراین میان نقش معلم و مدرسه در توانمند سازی و غنی بار آمدن دانش آموزان بیسار زیاد و قابل تامل و انکار ناپذیر است. این نقش در ایام گذشته ودوربه طرق گوناگون صورت می گرفت (گاهی نفر به نفر و گاهی استاد ،شاگردی )ولی اکنون در کنار مراکز آموزشی و دانشگاهی ،  فناوری مجازی وارد عرصه شده است که مرز ،جغرافیا ،نژاد ،زبان ،کوچک و بزرگ ،فقیر وغنی نمی شناسد و در آن واحد قادر است بیشترین اطلاعات را به شکل ساده و آسان در اختیار انسانها قرار دهد بدون محدودیت زمان و مکان و خیلی ارزان. حال سعی می کنیم به عنوان معلم با مرور دو دهه فعالیت آموزشی و پرورشی روند فعالیت خود در طی این مدت را باز گویی نماییم تا نتایج مطلوب تقدیم همگان و انسانها جویای حقیقت بنماییم و بر خود و دیگران فرض بدانیم که سرعت یاددهی و یادگیری علوم و تغییر و تحول در آن و توجه زیاد به آموزش و پرورش در دنیا چقدر شتاب گرفته است و غفلت در این مورد چه ضررها را متوجه فرد و جامعه و کشور می نماید.             ورود به شغل معلمی از آرزوهای دیرین این جانب بوده و بسیار با علاقه و با جدیت وارد این شغل شدم در اوایل تصورم این بود که دانشجو با  ورود به  مراکزتربیت معلم منابع و کتابهای زیادی رامطالعه خواهد کرد و کارش پژوهش و تحقیق خواهد بود  چند هفته اول که از سال تحصیلی درمرکزتربیت معلم شهید رجایی اردبیل گذ شت فرق زیادی بین دبیرستان و تربیت معلم ندیدم به همین خاطر انتقاد زیادی بر اساتید داشتم و این کار من باعث اعتراض  دانشجویان همکلاسی شد چرا که آنها اعتقاد داشتند انتقادات من سختگیری اساتید را بدنبال خواهد داشت .بالاخره مجبور شدم مثل آنها عمل نمایم و بیشتر کتابهای تعریف شده را که به خاطرنمره باید میخواندیم را پیگیری نمایم و خیلی برایم تلخ بود که خودمان را مقید و منحصر به چند کتاب می کردیم تقریبا سرخورده و بی علاقه شده بودم و به روند آموزشیم نیز تاثیر منفی داشت به طوریکه زیاد با علاقه درسهایم را پیگیر نبودم.   سال دوم با ورود به مدارس در قالب کارورزی تقریبا به خود آمدم و اساتید مدارس نیز تاثیر خودشان را بر من گذاشت و تا حدودی توانستم علاقه قبلی را داشته باشم اما برای کلاس درس و حضور در آن و یاد دهی و یاد گیری بی تابی میکردم. تدریس و یاد دادن آرزو و عشق من بود و هنوز هم هست .   در کل تربیت معلم با وجود معایبش محاسنی هم داشت(تدریس و کلاسداری اساتید کتابخانه خوب و فعال ،سالن ورزشی عالی و...) ایرادات زیادی به نحوه آموزش در ایران  داشتم و دارم. وحتی در کارشناسی ارشد موجب مشاجرات می شد و برخلاف دوره های قبل مورد تحسین اساتید تراز اول کشور قرار میگرفتم واغلب اساتید طرفدار نظریات من بودند و حتی از اجرای آن در کشورهای پیشرفته خبر می دادندو یکی از اساتید از اجرای طرح پیشنهادی من در اوایل انقلاب با نام اختصاری طرح تام خبر داد اما نتوانست اطلاعات بیشتر در اختیارم قرار دهد.   به نظر من در تغییر شیوه های یاد دهی و یادگیری در آموزش و پرورش نباید شیوه مکتب خانه ای را به کلی حذف و کلا از غرب تبعیت می کردند شیوه مکتب خانه ای را غرب از ما گرفت و خود توسعه داد به همین خاطر د رکلیه علوم از ملل شرق جلو افتادند در لابلای تجربیات خود مواردی را از کار خودم به روش مکتب خانه ای گزارش خواهم داد که این گفته را تایید میکند و اکثرا در کشورهای پیشرفته امروزی به نوعی از این روش آموزش گذشته ما استفاده می کنند.  


در اولین روز ورود به مدرسه و تدریس،در بر قراری ارتباط با دانش آموزان جهت  یاددهی و یادگیری موانع بزرگی بر سر راه من بود،که مواردی را بیان می کنم: ندانستن زبان فارسی:  مهمترین وسیله برقراری ارتباط معلم و دانش آموز زبان می باشد.برای حل این مشکل خود معلم باید حتما در کلاس درس به زبان فارسی یا همان زبان کتاب صحبت کند در هر کلاس ماههـــــــا در این خصوص تلاش می کردم بعضی از بچه ها نمی توانســـــتند به این زبان صحبت کنند و بعضـــــی هم نمی دانستند، حل این مشکل کلید اصلی موفقیت های بعدی در کلاس می باشد پس از چند ماه با تکرار و تمرین به حد مطلوب می رسیدیم چرا که برقراری ارتباط در یادگیری دانش آموزان تاثیر بسزایی داشت.غیر از کتاب درسی ، قصه های کوچک را می خواندیم آنقدر در تکرار آن پافشاری می کردیم که حتی دانش آموزان ضعیف نیز به مدد حافظه خود آنها را می نتوانستند بگویند،داستان یا شرح حال میگفتیم،چندین بار تکرار می کردیم ،نکات مهم آن را در لوح می نوشتیم تا دانش آموزان در دفتر خود کامل کنند و به عنوان انشا و تکلیف فارسی قبول می کردیم  . از عوامل مدرسه میخواستیم با دانش آموزان به زبان فارسی صحبت کنند دربازیهای آنها خصوصــــــــا ورزش شرکت میکردیم کسی حق نداشت کلمه ای خارج از این زبان صحبت کند،با کسانی که به زبان فارسی صحبت می کردند رابطه نسبتا خوبی داشتیم. درس را خیلی تکرار می کردم خلاصه آنرا از زبان دانش آموزان می شنیدم برنامه های کودک و قصه های رادیو را تعقیب می کردیم و بچه ها نیز این برنامه ها را گوش می دادند جزو تکالیف بیرون از کلاس من بودو در کلاس چند نفر آنرا باز گو می کردند سایر دانش آموزان گفته های دوستان خود را تکمیل یا نواقصات آنرا می گفتند بدین ترتیب ارتباط مطلوب برای تدریس و یاد دهی و یادگیری مطالب سنگینتر آماده می شد. گوش دادن: در اوایل هر سال اغلب کودکان به خاطرعدم توجه، بی اعتنایی ،بازیگوشی، مهم نبودن مطلب و .. خود را مــــــــــلزم به گوش دادن به معلم نمی کنند. اصلاح این مهم را دراول سال در برنامه خود داشتیم.اول خودرا معرفی می کردیــــم با صدای آرام و شمرده.وقتی سئوال در این مورد  می خواستم بعضی ها حتی چند کلمه قادربه پاسخگویی نبودند.بعضی مشکل حافظه داشتند ولی برایم ثابت می شد که مشکل روی عدم تمرکز روی گفته های مخاطب دارند و عده ای به خاطر اینکه با صدای بلند در مدرسه و خانه صحبت می کنند نمی توانند صدای آرام را خــــــــوب بشنوند.پس ازمدت زمانی  تکراروتمرین حتی کوچکترین صدا را هم می شنیدند ،عادت به این موضوع مهم باعث می شد یادگیری صورت پذیر وانگیزه برای گوش دادن به معلم وشنیدن مطالب برایشان شیرین باشد و این باعث آرامش و احساس لذت برای کودکان می شد.سر و صدای زیاد درمدرسه تاثیر نامطلوب روی یادگیری کودکان،زود خسته شدن آنها و اغلب سردردها و زودرنجی می شود به این مهم باید توجه کرد.       نشستن: طرز قرار گرفتن در صندلی،اندازه خود صندلی؛عقب و جلو یا وسط کلاس نشستن ،با افراد خاص نشستن ،چون تاثیری در یادگیری مطالب داشت برایم مهم بود،اغلب صندلی و میز دانش آموزان غیر استاندارد است بطوریکه اکنون صندلی که برای کلاس اول در نظر گرفتند با کلاس پنجم و حتی راهنمایی فرقی ندارد در حالی که بصورت مستقیم و غیر مستقیم عدم توجه به آن باعث اخلال در یادگیری  می شود.بارها در کلاس شاهد بودم اکثر بچه هایی که کف پایشان به زمین نمی رسید با تکان دادن پا تمرکز خود را نمی توانستند روی مطلب معلم حفظ کنند .البته عده ای برای نوشتن به زور خودشان را روی آرنج دست نگه می داشتند و این باعث خستگی زودتر و در نتیجه عدم تعادل کودکان می شد کم نور بودن کلاس درس نیز بعضا باعث می شد کودکان در کلاس درس در حالت عادی قرار نگیرند مثلا یا کتاب را نزدیک صورت خود می بردند و یاخود به طرف کتاب یا دفتر خم می شدند . خواندن: کسانی می توانند خوب یاد بگیرند که در خواندن مشکل نداشته باشند یاددهی خوب الفبا توسط معلم اول تا حدود زیادی این مشکل را حل می کند .اما بعضی ها کند خوان هستند با تکرار تمرین بیشتر و بالا بردن تند خوانی آنها،طرز قرار دادن صحیح کتاب ومطالب در صندلی خود ،رعایت فاصله چشم ها از کتاب گوش دادن به مطالبی که می خوانند این مشکل تا حدودی حل می گردد. نوشتن: برآوردی که طی سالها بین دانش آموزان کلیه مقاطع تحصیلی داشتم به وضوح روشن کرد بیش از 95% آنها طرز صحیح نوشتن و طرز صحیح گرفتن مداد را نمی دانند و حتی طی سالهایی که به عنوان سر گروه درسی این دقت را در خصوص معلمان داشتم ثابت کرد که آنها خود نیز در طرز گرفتن مداد و حتی قرار گرفتن در مقابل لوح را نمی دانند و یا رعایت نمی کنند.اکثرا در تمام مقاطعی که بودم این مهم را یاد دادم حتی برای معلمان،اما کسانی که عادت غلط دارند باید حداقل 6 ماه تمرین کنند . طرز صحیح گرفتن مداد،صحیح قرار گرفتن در صندلی ،رعایت فاصله خود از مطالب نوشتاری ، کم یا زیادی نور می تواند در خستگی و عدم خستگی انسان تاثیرگذارد .چون زمان نوشتن راپایین می آورد،کم نوشتن یعنی کم تمرین کردن یعنی باز اخلال در یادگیری. البته تعریف تخته سیاه یا لوح را کمتر کسی می داند و ندانستن آن یعنی عدم ناتوانی در استفاده ازآن.اینکه دست ما کجا قرار گیرد از کجا شروع کنیم و چگونه حرکت کنیم نیز مهم هست که اکثرا در کلاسهای درس این مطالب را یاد دادیم در تعریف لوح به دانش آموزان با بدست گرفتن یک کاغذ یاد آور می شویم که این برگ بزرگ شده و به اندازه تخته سیاه درآمده وهمین طور که در نوشتن ریاضیات و فارسی و زبان خارجه در کاغذعمل می کنیم در تخته سیاه هم باید آنطور عمل نماییم و دستانمان را طوری قرار دهیم که جلوی نوشته هایمان را نگیرد و باعث اعتراض دانش آموزان نشود و...این موضوع شاید کوچک باشد ولی در یاددهی و یاد گیری تاثیر واهمیت زیادی دارد ،چرا که عدم رعایت آن تاثیر روحی روانی نیز در نویسنده دارد.       صحبت کردن،گفتگو یا پاسخ شفاهی: این موضوع بسیار با اهمیت است که دانش آموزان باید زمان ،طرز و اهمیت گفته های خود را بدانند برای فرد یا جمع صحبت کردن فرق نمی کند مهم این است که آیا شنونده آمادگی دریافت پیام را دارد؟به من گوش می کند؟منظور و هدفم چیست؟ و ... وقتی معلم سئوال می کند اغلب چند نفر آماده پاسخگویی می شوند زمانی معلم و کلاس می تواند خوب پاسخ دریافت کند که شرایط فراهم باشد .بارها دیده شده چند نفر همزمان جواب سئوال را گفتند ما باید یاد بدهیم سئوال از همه پاسخ از یک نفر.در این  صورت همه موفق به شنیدن می شوند درست یا غلط بودن پاسخ شناسایی شود در اینجا یادگیری برای معلم مهم نیست مهم اینست کلاس این جواب را شنید ه یا نه،این نیز می تواند نظم کلاس را بهبود بخشد وباعث شود آنها به نوبت با اجازه معلم پاسخ را بگویند . دیگران با اجازه معلم می توانند پاسخ اورا تایید یا تکذیب نمایند جمع بندی و پاسخ نهایی معلم هم مهم است و انتظار میرود معلم با رعایت این اصول یاد دهد که باید خوب گوش کنیم اغلب دیده ایم که بعضی با صدای بلند و بعضی با صدای آهسته صحبت می کنند دخالت به موقع معلم در این مورد باعث آرامش در کلاس و یادگیری مطلوب می شود .بعضی افراد جواب سئوالات را سریع می گویند بطوری که دانش آموزان ضعیف نمی توانند آنرا بشنوند باید کمک کنیم تا با آرامتر کردن آنها و دقت بیشتر شنونده ها به کودکان خوب شنیدن را یاد دهیم. نکته:در کلاس چهارم ابتدایی اوایل سال اغلب پرسش و پاسخ شفاهی داشتم روزی امتحان کتبی گرفتم یکی از دانش آموزان نمره 20 گرفته بود که باعث تعجبم شدهمان سئوالات کتبی را شفاها از او پرسیدم متوجه شدم او آنچنان با سرعت پاسخ می دهد که فهم آن برای من نیز مشکل بود.پس از تکرار و تمرین این دانش آموز ضعیف جزء دانش آموزان عالی شد او هوش بسار زیادی داشت قرائت و پاسخ شفاهی اوبرق آسا بود و این بر می گشت به تیزهوش بودن اواین در حالی است که اودرکلاسهای پایین همواره از دانش آموزان متوسط و گاها ضعیف بود. بهداشت فردی و نظم در کلاس: تدریس ویادگیری درمحیط شلوغ ،بی نظم وغیربهداشت بسیارمشکل است این است که من بارها توانستم با دقت در تمیزی لباس ،کیف و کفش،ظاهر دانش آموزان،مرتب چیدن صندلی های کلاسها، بهداشت خود کلاس و مدرسه ،از بی نظمی ها بکاهم.   داشتن برنامه خوب برای درس خواندن در منزل ،قرار دادن لباس و لوازم شخصی در منزل در جای خود،رسیدگی به بهداشت خود،خواب به موقع ،کمک از اولیا،با هم تمرین کردن،خوردن غذای مناسب و استراحت کافی  نتایج مطلوب در یادگیری دارند. نکته:در خصوص تغذیه کودکان باید یاد آور شوم که اغلب دانش آموزان به اندازه کافی فرصت پیدا نمی کنند در منزل غذا بخورند و اغلب ترجیح می دهند با آوردن غذا و پول و میوه به جبران گرسنگی بپردازند.دقت در این موضوع مهم باعث شد من بدانم که اغلب کودکانی که در مدرسه از تغذیه استفاده می کنند مورد تعرض و اذیت دانش آموزان دیگر قرار می گیرند به همین خاطر آوردن غذا و پول از خانه تاثیر زیادی ندارد به منظور جلو گیری ازاین مشـــکل به تمامی افرادی که غذابا خود می آوردند اجازه می دادم در پایان یا آغاز درس در کلاس غذای خود را میل کنند این باعث می شد اکثر افراد با خیال راحت و با آرامــــش در کـــــــلاس غذا بخورندو سایرین نیز به تدریج نــــــاچار به این جمــــــع می پیوستند.خوردن غذا د رمدرسه باعث کسب انرژی در نتیجه شادابی و سر حالی کودکان می شد و توان گوش دادن ،خواندن ونشستن آنها را افزایش می داد ودر کل موجب توجه بیشتربه معلم و یادگیری بهتر می شد. نکته:از جمله کارهای مهم که در مقطع راهنمایی انجام دادم و شاید جالب باشد تشکیل کلاس فوق برنامه برای 6 نفر از دانش آموزانی بود،که بعلت کبر سنی نتوانسته بودند د رمدرسه راهنمایی روزانه ثبت نام شوند مجبور بودند به صورت داوطلب آزاد ادامه تحصیل دهند با توجه به محدودیت وقت مـــن  و نیاز دانش آموزان به یادگیر تمام دروس با برنامه ریزی خاص تقریبا نزدیک به شیوه مکتب خانه ای توانستم آها را برای امتحان خرداد آماده کنم شیــــوه تدریسم به این صورت بودکه دو ساعـــــــت د رروزدرس می خواندیم ،تا کتابی تمام نمی شد کتاب دیگر شروع نمی کردیم ،تمرکز دانش آموزان فقط روی یک کتاب و مطالب معین وفردا ادامه مطلب دیروز،باعث می شد در مدت کوتاهی با صرف وقت کم کتابها تمام و یادگیری بهتر و عمیقتر صورت گیرد دانش آموزان از تداخل مطالب و انباشته شدن آن بدور باشند و فقط به یک مطلب معین فکر می کنند، تمام دروس را خودم به آنها در اندک زمان یاد دادم بهترین نتیجه را که قبولی آنها درسال 74 بود گرفتم بعد ها پیگیر موضوع شدم و با علاقه دنبال کردم در مقطع کارشناسی ارشد را بااساتید در میان گذاشتم از اجرای این شیوه در کشورهای غربی گزارش دادند اما این روش پیچیدگیهای خاص خودرا دارد اگر اجرا شود هر معلم در طول سال حداکثر دو ماه تدریس خواهد داشت و هشت ماه بیکار می ماند که بهترین فرصت برای آموزش و پرورش جهت غنی سازی معلمان خود خواهدبود برنامه مفصلش را قبلا تهیه کرده ام باتمامی نکات ریز درشتش .(قابل اجراست هزینه ، زمان و کار کارشناسی می خواهد) نتیجه گیری:معلمی تنها شغل نیست هنر است هنر معلم در آن است که زیر ساختها را بداند ،آنها را فراهم کند ،خود و مطالبش را آنقدر مهم کند که یادگیرنده بی تابی کند و انتظار بکشد لحظه یادگیری فرا رسد.دانش آموزان حواس خودرا جمع کنند خودرا متمرکز کنند آنگاه یاد بگیرند  آنگاه این معلم است که با شیوه های تدریس خود بتواند مطالب را ارائه کند تا در رفتار اشخاص تغییر ایجاد شود. این یادگیری قابل تجربه ، لمس وبیان باشد دانش آموزان بتوانند آموخته های خودرا بازگو کنند درباره آنچه اتفاق نظرمی کنند آنقدر تکرار و تمرین کنند تا یادگیری عمیق وهمیشگی شودبارها در کلاس درس توانستم مطالب را با رعایت موارد فوق یاددهم اغلب دیدم برای به یاد سپردن دانش آموزان در منزل متحمل زحمت زیاد نمی شوند چرا که در مدرسه آنرا یاد گرفته اند. خدا را شاکرم که حداقل کسانی پیدا شدند تا با ارائه این طرح مفید واقعیتهای آموزش و پرورش مارا جمع آوری کنند هر چند پراکنده و با اشکالات زیادهمراه است شاید با مطالعه آن د رفکر جبران باشیم ،باشد که حق بگوییم و حق عمل نماییم. با سپاس فراوان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 1:34  توسط غلامرضا ایمانی  |